أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
58
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و بىدل بدان و بىآلت بكن ، چون نتواند كرد از او تعجّب نمودى كه چگونه نكرد با اين همه موانع : از تعجّب تو جاى تعجّب است ، ميگويد : اى محمّد بگوى ايشان را كه چگونه كافر ميشويد بخداى و حال آنست كه شما مرده بوديد يعنى نطفه بوديد در اصلاب آباء و ارحام امّهات شما را زنده گردانيد بدانكه حياة در شما آفريد پس بميراند شما را در دنيا پس زنده گرداند شما را در گور پس با پيش او شويد در قيامت براى جزا ؛ و اين قول عبد الله عباس است ، ابو صالح ميگويد : و كنتم امواتا فى القبر ؛ شما در گور مرده بوديد پس زنده كرد شما را در گور براى سؤال پس بميراند شمار را در گور پس از آن زنده گرداند شما را در قيامت ، در اين قول خطاب با زندگان باشد و مراد پدران مردهء ايشان بود چنان كه با جهودان عهد رسول گفت : وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ ؛ و مراد پدران ايشانست ، و گفتهاند كه إحيا و إماتت اوّل مجاز است مراد آنست كه شما خامل الذّكر بوديد من شما را رفيع كردم ، و مجهول بوديد شما را معروف كردم ، و احيا و اماتت دوّم حقيقت است يعنى اماتت در دنيا به عادت و احيا در قيامت ؛ و اين وجهى مليح است امّا كلام را تا بر حقيقت حمل توان كرد بر مجاز حمل نبايد كرد و مورد آيت تذكير است بنعمت خداى تعالى و نهى كردن بندگان از كفر بر وجه تعنيف و تهديد و وعيد بذكر مرگ و سؤال گور و بعث و نشور . [ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ] بر سبيل وعيد است يعنى مرجع تو با منست از من فوت نخواهى شدن و حقيقت اين آنست كه مرجع تو با جائى است كه در آنجا همه حكم مرا باشد و هيچ كس را حكم نبود . در سؤال گور خلاف كردهاند بعضى گفتهاند : در آخر كار خواهد بود ، ديگران گفتند : آن ساعت بود كه مرده را در گور نهند و گور بر وى راست كنند تا در خبر آمده است كه آواز نعلين مردمان كه از سر گور او باز گردند مىشنوند ، و در خبر است چون فاطمه بنت اسد را رضى اللّه عنها وفات رسيد رسول صلى اللّه عليه و آله بنفس خود به كار وى قيام نمود و رداى خود در كفن او كرد و پيش از آنكه او را در گور نهند در گور او بخفت چون گور بر او راست كردند بر سر گور او بنشست چون كسى كه گوش با كلام كسى